تبليغاتX
موج

موج
قالب وبلاگ

در این صفحه 4 تا سوال هستش باید اون ها رو سریع جواب بدی حق فکر کردن نداری حالا بگذار ببینم چقدر باهوش هستی

برو پایین تر.....

 

سوال اول :

فرض کنید در یک مسابقه ی دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

 

 

برای پاسخ به سوال دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوال اول فکر کنی .

 

 

سوال دوم :

اگر شما توی همان مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

 

 

ریاضیات فریبنده !!!

سوال سوم رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.

 

 

سوال سوم :

عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگر جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگر جمع کنید. حالا 20 تا دیگر به حاصل جمع، اضافه کنید. با 1000 تای دیگر جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگر به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟

 

 

سوال چهارم :

پدر ماری، پنج تا دختر داره :

1-  Nana

2-  Nene

3-  Nini

۴-  Nono

5-  اسم پنجمی چیه؟


اگر جواب می خوای برو ادامه مطلب!


ادامه مطلب
[ جمعه 1390/11/07 ] [ 14:35 ] [ میترا ] [ ]

کنارتودرباران قدم میزنم..

چتربراى چه؟!

خیال که خیس نمیشود!

***

از تمام دار دنیا ، تنها یک چیز دارم :



دوستت !

***

صرف فعل “دوست داشتن” بسیار سخت است:

گذشته اش که به هیچ وجه ساده نیست

حالش کاملاً اخباری ست

آینده اش هم شرطی . . .

***

همیشه حرارت لازم نیس گاهی سردیه ی نگاه آتیشت میزنه...

[ جمعه 1390/10/23 ] [ 14:32 ] [ میترا ] [ ]
قویترین آدم جهان دختر ایرانیه

که با وجود تجاوز فردی و گروهی

...و أسید پاشی

و مزاحمهاى خیابونی و،زور گیری

و، قتل و هزار خطر دیگه

هنوزم تو این مملکت درس میخونه،

ورزش میکنه،

رانندگى میکنه،

کار میکنه،

عاشق میشه،

أعتماد میکنه،

مادر میشه

و به بچش یاد میده آدم باشه...!!!

وووووووووووو..............

بـه ســــــلامــتـی هـــمــه دخــتـرایی کـه

حاضرن به دانشگاه یا محل کار دیر برسن،

اما عـقب هر تاکـسی که میاد

کــــنـار مـرد نـشـیـنـن…

[ شنبه 1390/10/10 ] [ 17:39 ] [ میترا ] [ ]

گاه دلتنگ میشوم ! دلتنگتر از همه دلتنگها
گوشه ای می نشینم و

می شمارم حسرتها را

و محاکمه میکنم وجدانم را

من کدام قلب راشکستم

و کدام احساس را له کردم

و کدام خواهش را نشنیدم

و به کدام دلتنگی خندیدم که اینچنین دلتنگم.

[ جمعه 1390/10/02 ] [ 16:40 ] [ میترا ] [ ]

نفسم را بند میاوری وقتی حریصانه مینگری اما ساده میگذری !
نگاهت سر به سرم میگذارد ، دلم را به آتش میکشد . . .دریغش مکن!

 

گاهی به جایی می­رسد که آدم دست به خودکشی می­زند!!

نه اینکه تیغ بردارد رگش را بزند
نه...
قید احساسش را می­زند...



 

به سلامتیدخترکان شهرم ...
که چه پارچه ی سرخ به مویشان ببندد...
چه لبانشان را سرخ کنند...
چشمانشان همیشه... غمگین است...!

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

 

[ سه شنبه 1390/06/15 ] [ 15:47 ] [ میترا ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

وقتی گریبان عدم با دست خلقت میدرید
وقتی ابد چشم تورا پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید

من عاشق چشمت شدم,نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی وعاقلی

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو,نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
نويسندگان
امکانات وب
بک لينک